تبليغاتX
خاطرات
خاطرات، حرفای عاشقانه،خاطرهای عشقی........

به نام خالق عشق

آسمان همچون صفحه ی دل من

روشن از جلوه های مهتاب است

 

امشب از خواب خوش گریزانم

که خیال تو خوشتر از خواب است

 

سبز خواهم شد می دانم می دانم

و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند کاشت

 

 

 

در دل من کسی است که تا درخشش آخرین ستاره

تا پزمردن آخرین گل فرو افتادن آخرین برگ

چشم به راهش خواهم بود

 

 

 

عاشقان باید نفس را تازه کرد باز هم این راه را اندازه کرد

زادما،در این سفر کافی نبود آبمان در کوزه ها صافی نبود

 

عسل

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 11:30  توسط عسل | 

 به نام تک پرستوی عاشق

نیومده یارم سر قرارش دلم      دوباره شده بی قرارش

دلم چه تنگه واسه نگاهش       شدم اسیر چشمای سیاهش

تو قلب من باز شده ول وله        عاشق بلای جون این دله

دلم دوباره دل نگرونه        نکنه که یارم سرگردونه

دلم گرفته غمم فراونه           چرا اخه یارم با من نمی مونه

 

عیدتون مبارک

 

عسل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 13:54  توسط عسل | 

به نام تک پرستوی عشق

    یکی دیوانه ای آتش برافروخت               یکی دیوانه ای آتش برافروخت

در آن هنگامه جان خویش را سوخت                   همه خاکسترش را باد می برد

وجودش را جهان از یاد می برد                             تو همچو آتشی ای عشق جان سوز

من آن دیوانه مرد اتش افروز            من آن دیوانه ی اتش پرستم

در این آتش خوشم تا زنده هستم                   بزن اتش به عود استخوانم

که بوی عشق برخیزد ز جانم                 خوشم با این چنین دیوانگیها

که میخندم به آن فرزانگیها                به غیر از مردن و از یاد رفتن

غباری گشتن و بر باد رفتن                     در این عالم سرانجامی نداری

چه فرجامی!که فرجامی نداری                         لهیبی همچو آه تیره روزان

بساز ای عشق و جانم را بسوزان                         بیا آتش بزن خاکسترم کن

مسم در بوته هستی زرم کن                        هر چه بینا چشم رنج آشنایی بیشتر

هرچه سوزان عشق درد بی وفایی بیشتر               هرجان کاهیده تر نزدیک تر پایان عمر

هرچه دل رنجیده                              سوز جدایی بیشتر

خوشگلا مواظب خودتون باشین بابای

عسل عاشق

                             

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آبان1387ساعت 15:54  توسط عسل | 

 

به نام خالق هستی بخش

 دردو دل باطل                                         چرا دنیاپر از حادثه های وارونه است

عاشق کسی میشی که دوست نداره

من به دنبال تو.تو به دنبال کس دیگه

هیچ کدوم از ما دوتا به اون یکی راس نمیگه

من واسه چشمان نازنین تو. یه دیونم

من دوست دارم من دوست دارم ولی علتشو ندارم

حالا که میخوای بری بذارنگاهت کنم

چون یه بار دیگه میخوام این دل و ساکتش کنم

یه چیزی بذار فقط که روز تولدت

هدیمو بدم دست خودت

آدما فکر میکنن که شاعرا خیلی غم دارن

کاشکی فقط این بود

اونا خیلی کسا رو کم دارن

عاشق کسی میشن که عاشقاش فراونه

بین انتخاب عشقش

یه عمره حیرونه

اونی رو که دوس داری چرا تورو دوس نداره

شاید دوست داره ولی به روش نمیاره

خوب خوشگلای من مواظب خودتون باشین خیلی دوستون دارم

قربانه شما

عسل جون

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 10:36  توسط عسل | 

به نام تك نوازنده ي گيتار عشق

هر كي از راه مي رسه مي پرسه عاشقي؟ عشقت كيه؟ كجاست؟ چيكار ميكنه؟ اما وقتي بهش ميگي رفت،ساكت ميشه

ديگه از درد دلت نمي پرسه؟سوال ميكنه؟ چرا رفت؟ مگه دوسش نداشتي؟اون رفت يا تو تنهاش گذاشتي؟

و هزار و يك سوال ديگه ازت مي پرسه؟؟؟..........................

چرا ما آدما عاشق ميشيم؟ چرا افراط در دوست داشتن ميكنيم ميگن ديونست، ديونه ي عاشق ؟

خوش به حال عشقش اما هيچ وقت به اين فكر نمي كنن كه چه رنجي برا بدست آوردن ليلي يا مجنون

كشيده؟ دلم ميخواد از عشق بگم تا حالا عاشق بودي؟يه ديونه ي عاشق؟ تا حالا شده سالها با خاطراتش سر كني فقط

يه عكس روي ديوار و يه مش كادو! روزهاي خوب و خوشي كه در كنارش سر كردي روزهايي كه سورپرايزت كرده

رو به ياد مياري. چرا عشقمون ما رو تنها ميذاره مي ره نفرينش ميكنيم چرا بدو بي راه بهش ميگيم وقتي اعصبانيتمون رفع شد يه مدت كه گذشت

آروم شديم دلمون براش تنگ ميشه كادويي كه داده عكسي كه ازش به يادگار مونده رو بغلمون ميگيريم و گريه

ميكنيم چرا به اين فكر نمي كنيم وقتي دلمون ازش شكسته بود نفرينش كرديم( خدا تو دلهاي شكسته جا داره مخصوصا عاشقا)

چرا وقتي گريه ميكنيم ميگيم خدايا تو تموم لحظه هاي زندگيش خوش باشه غم نبينه زندگي راحتي داشته باشه خوشبخت باشه

اما آه تو قبلا زندگي اونو خراب كرده اين مدتي كه تو اعصباني بودي اون سختي مي بينه بخشش خيلي خوبه چه بسا بهتره همون موقع كه

مي ره بگيم بخشيدمت انشاالله خوشبخت باشي اون موقع خدا هم ازمون راضيه هم اون ميفهمه خوشبختيه اون برامون

مهمتره حتي اگه با ما نباشه پس ببخش تنفر رو بذار كنار و براش دعا كن شاد باشه

عاشقاي ليلي و مجنون مواظب خودتون باشين

عسل هم عاشق بود!!!!

دوستدار شما

عسل

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 12:49  توسط عسل | 

به نام خالق خوبيها

سلام ، احوال دوستان گرامي؟ چطورين؟ خوبين؟

راستش بچها دلم خيلي گرفته ميخوام كمي باهاتون درد و دل كنم من بچم من لوسم من............ همشون فقط به من ميگن

مثل بچهايي خيلي لوسي آخه چرا مگه بده ؟ چي ميشه مگه شماها تا حالا واسه مامان باباتون يا واسه داداشتون خودتون رو لوس نكردين

چي ميشه گاهي مثل بچها حرف بزنيم بچه گونه رفتار كنيم مگه چيزي ازمون كم ميشه اتفاقا به نظر من خيليم خوبه حداقل اگه كارمون هم

اشتباه باشه ميگن بچگي كرده

يا وقتي لوس ميشيم فوقش ميگن دلش هواي بچگيهاشو كرده داره خودش و لوس ميكنه چرا ما آدما وقتي بزرگ ميشيم فكر ميكنيم خيلي ميدونيم

حق بچگي كردن رو نداريم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستي ماه رمضونم داره از راه ميرسه يعني اومده امروز اولين روز ماه رمضونه اين ماه پر بركت ماهيه كه هر چي از

خداي خوبمون بخوايم بيشتر

از هر موقعه ديگه ايي به حرفامون درد و دلامون به آرزوهام

گوش ميده بيشتر از هر موقع ديگه بهمون اراده قوي و يه همت ميده كه تلاش كنيم برا رسيدن به خواستهامون و ماهم بايد شاكر خداي متعال

باشيم اميدوارم حداقل خدا كمك كنه ديگه مثل بچها نباشم بزرگ باشم چيزي كه بقيه دوس

دارن مخصوصا مامان بابام كاش خدا كمك كنه قدر اين ماه رو بودنيم اميدوارم همه تو اين ماه پر فضيلت به آرزوهاشون برسن. بچها يه سوال

شما خودتون دلتون نميخواد بچگي كنين نميخواين لوس باشين چرا ماها هميشه بايد طوري رفتار

كه اصلا دلمون نميخواد؟ من دوس دارم لوس باشم من دوس دارم بچگي كنم دوس دارم گاهي با لحن بچه گونه حرف بزنم شماها بگين من چيكار كنم؟دلم

ميخواد گريه كنم دلم تنگه دلم از اين آدما كه فقط به بقيه ميگن كمي به رفتار خودشون

توجه نميكنن يعني همه شماها ميدونين چيكار كنين به اخلاق رفتار خودتون فكر كردين يعني بدون عيب هستين؟؟؟؟؟؟؟

خوشگلاي من مواظب خودتون باشين خيلي دوستتون دارم

دوستدار شما

عسل جون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 13:57  توسط عسل | 

به نام خالق دوست

سلام نانازای من خوبین فداتون شم، ؟ میدونین دلم تنگیده بدجوریم تنگیده آخه اون روز با فریبا جونم و آرزو و ..... دوستای دانشگام حرف زدم

دلم برای بچها واسه شیطونی کردنا خیای تنگه! یادش بخیر روزای آخر ترم اول چقدر تو سالن دنبال هم میکردیم می خندیدیم هیشکیم تحویل نمی گرفتیم

یادمه یه چند نفری بودن که بهمون پیشنهاد داده بودن رو چقدر اذیت میکردیم آخه اونی که بهم پیشنهاد داد صنایع غذایی می خونه ماهم که میکروبیولوژی

که معروف به میکروب شدیم می گفتیم نزدیک نشین وگرنه میکروبیتون میکنینما خلاصه چرت و پرت زیاد میگفتیم مخصوصا بیشتر سر به سر گذاشتنا تو

ازمایشگاه شیمی بود اکثرا باهم بودیم

12این ماه انتخاب رشته هست فریبا جونم میگفت اگه ببینمت همچین لوپاتو میگیرم بوس میکنم آخه همیشه گاز میگیره جاش بمونه نامرد ایندفعه اونقد دلتنگه که

گفت بخدا میبوسمش منم سربه سرش گذاشتمو گفتم باشه

ای خدا 12 کی میاد دوباره دانشگاه دیگه بهمون گیر نمیدن ترم اولیا دیگه داریم پیشکسوت میشیم رو هم حساب کنیم تقریبا 2 سال مونده وای فکر کنین لیسانس بابا

همیشه میگفت بهت قول میدم وقتی لیسانس بگیری مطمئنم دلتم میخواد که

دکترای این رشته رو هم بگیری منم میگفتم نه بسه چقدر باید درس بخونه آدم اه ولی حالا میبینم نه واقعا راس میگفت

این رشته گرایش به مهندسی ژنتیک داره

خیلی دلم میخواد مهندسی ژنتیک بخونم خوب زیاد نمی خوام حرف بزنم

مواظب خودتون باشین خوشگلا

دوستدار شما

عسل


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 10:42  توسط عسل | 

به نام تک پرستوی دریای سرنوشت

سلام خوشگلای من خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ چه خبرا؟ با این تابستون گرم چیکارا می کنین تقریبا یه ماه مونده

که این تابستون گرم بره من خودم عاشقه برف و زمستونم! شما چی؟بهتره برم سر اصل مطلب :

عشق من منو ببخش! چرا ما آدما تا وقتی کسی پیشمون هست قدرشو نمی دونیم چرا وقتی میگه دوست داریم ناز میکنیم

چرا خودمونو به کوچه علی شب می زنیم ، باور نداریم یا اعتماد نمیکنیم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عشق من منو تنها نذاشت یه چیزی بدتر از جدایی برام گذاشت!چرا خانواده ها بد رفتاری میکنن چرا به جونا اعتماد نمی کنن چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا فک می کنن خودشون از اول چیزی داشتن؟اونا مثل ما بودن از اول ماشین و خونه و ....... عاشق واقعی نبودن که؟

راستش از وقتی عاشقش شدم دیگه تحمل دوریشو ندارم اما ماما یه چیزی بهش گفت که من خودم شکستم نمی گم ماشین و خونه نداره نه مسئله این نیست!

حرفی که مامان زد هر آدمه دیگه ایی بود هزاران تکه میشد هزاران تکه،غرورش شکست و غرور یه مرد بشکنه دیگه ...........

خیلی بده خیلی ،از ماما توقع نداشتم، اون تنهام نذاشت چیزی که بهم گفت هزاران تکم کرد خرد شدم اون گفت می مونم باهات اما نه تا آخر یعنی خودم ازش خواستم که یه مدت بمونه

دلم میخواد از یادش ببرم( یادمه وقتی دل یکی رو شکستم گفتم اگه تو سعی کنی ترمیم میشه گفت نمی تونم نمیشه ولم کن چی میخوای؟) حالا که قلب نازنین عشق من شکسته به خاطر یه حرف

بی ربط می فهمم چی میگفت من بیخودی اصرار میکردم، اون به من کمتر از گل نمیگه کلمه خانمی از دهنش نمی افته کاش اونجوری نمیشد اون تقریبا داره فراموشش میکنه وقتی با منه

انگار کل عالم ماله اینه با هیچ چیز و هیچکس کاری نداره اما وقتی مامان رو میبینه داغ دلش تازه میشه دیگه دوسش نداره

چرا ما آدما اینقد بهم بدی میکنیم چرا؟ بخدا چیزی که از ما میمونه یه مش خاطره هست چقدر خوبه این خاطره ها خوب باشه دلم هروز براش تنگه درسته هروز و هر ساعت می حرفیم و با اون حرف زدنا کلی سرخوشیم

اما وقتی جدا میشم انگار هفت آسمونو می کوبن دو دستی تو سرمون چرا حسودا چش ندارن ما دو تا باهم باشیم

کاش مرور زمان همه چیو درست کنه اون برا همیشه با من بمونه هرچند می دونم ته دلش می خواد بمونه.......اما یه چیزی مانع میشه که نتونه بمونه!

بارها و بارها میگه کاش تو تا آخر ماله من باشی، عشق من زمان همه چیو درس میکنه ناراحت نباش خودم دل شکسته تو ترمیمش میکنم مثل روز اول قول میدم

عشق من ، من تو رو دوست دارم

آرزومه که یه لحظه رو پلک من بنویسی       خدا ازم نگرونه توی شهری که تو نیستی

تو خیال کن ادمای همه دنیا، توی شهری توی شهری بی تامل دل من با همه قهره

دوستدار عاشقانه تو

عسل جون

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 11:31  توسط عسل | 

به نام تک نوازنده ی گیتار عشق

سلام ، خوبین بچها؟ بدجوری دلم شکسته!

میخوام بنویسم از کسی که دلم میخواست ماله من باشه دلم خیلی براش تنگه میخوام بمیرمو این روزهارو نبینم

چرا اینجوری شد چرا؟ تا حالا معنای واقعی عشق رو نفهمیده بودم از آدمای که دم از عشق میزدن....

همیشه براشون حرف میزدم اما اونا قبول نمی کردن چون خیلی از دوستامو تو خوابگاه اینجوری

دیده بودم که صد دل عاشق بودن حالا میفهمم چیا کشیدن برا چی گریه میکردن، کاش نره

کاش برا همیشه پیشم بمونه با حرفی که بهش زدم دلش خیلی شکست خیلی! اون یه چیزی خواست

میخوام به خودم قول بدم چیزی که اون خواسته رو انجام بدم هیچ وقت فراموشش نمیکنم

من همه چیو به اون مدیون هستم ای خدا کمکم کن میخوام چیزی که اون ازم خواست رو انجام بدم میخوام

می خوام چیزی که اون میخواد بشم خدااااااااااااااااااااااااااااااااا کمکم کن

منو ببخش ای عشق من اگه می خوای باهام بمون

 چشمای غمگینمو ببین تا ته قصه رو بخون

بسه دیگه چقدر می خوای منو به بازی بگیری

 کاشکی که راحتم کنی بگی الهی بمیری

بی رحمی عادتم شده دست خودم نیست می دونم

آخر یه روز می ری من تو حسرت تو می مونم

 عسل

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 0:3  توسط عسل | 

منو ببخش

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون   دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش  با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم  تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی  من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه  قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم  تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

.............................   ................................

 

عسل

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 مرداد1387ساعت 14:33  توسط عسل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
من عسل هستم
19 سالمه
عاشق رنگ آبی هستم
و حرفهای عاشقانه
وگل رز و ......


نوشته های پیشین
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
پیوندها
ستاره سهيل(علیرضا جان)
شب ستاره ها (امين جان)
عکس(محمد مهدي عزيز)
اورانوس(امید گلم)
دلتنگي (سپنتاي عزيزم)
صداي سكوت(وحيد جان)
عشق صداي فاصله هاست(حمزه جان)
من و خودم (محيا جونم)
جايي شبيه قلب من(بهار جونم)
كاش ميشد....!(سيد عارف خوشگلم)
كرامات اهل بيت(علي گلم)
عصاره ي عشق (محمد جان)
رهاورد عشق(شهرام عزيزم)
قطره(محمود گلم)
و خواهم گفت در اوج بی صدایی (عرفان جوونم)
درد و دل من و عشقم( علی عزیزم)
کلبه کوچولوها (زهرای نانازم)
مطلب ( میثم عزیزم)
حسین سیاحی(هنرمند و خواننده ی عزیزم)
پرواز تا بی نهایت(سابینا و علیرضا ی نانازم)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


بهترین وبلاگ ایرونی
بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان